عبد الحي حبيبى
533
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
اول جرم مخالف امر خدا مانند الحاد و بدعت در عقائد دينى . دوم جرم مخالف پادشاه مانند بغاوت و جنگ و غدارى . سوم جرمهاييكه مردم بين خود ارتكاب ميكردند مانند دزدى و زنا و زيانرسانى . كه جزاى جرم نوع اول و دوم اعدام ، و پاداش گناه قسم سوم جزاى جسمانى و يا گاهى اعدام بود ، « 1 » و گاهى زندانيان سياسى را به محبس انوش برد ( حصار فراموشى ) ميفرستادند ، كه ياد نام زندانى هم ممنوع بود « 2 » . مرجع آخرين دادرسى مردم شخص پادشاه بود ، كه همواره دادخواهان بدرگاهش ميرسيدند ، و گاهى هم شاه براى استماع دادخواهى مردم بر اسپى سوار بيرون مىآمد ، و مخصوصا در دو جشن نوروز و مهرگان در محافل دادشنوى حاضر مىشد ، و شكايات مردم را مىشنفت . « 3 » بعد از فتح اسلامى : در عهد حيات نبوى قاضى مسلمانان خود پيامبر ( صلعم ) بود ، كه بحل خصومات مردم مىپرداخت ، و اهل مدينه باهم تعهد كرده بودند ، كه براى فصل خصومتها و اختلافات خويش به خدا و رسول او رجوع خواهند كرد . « 4 » حضرت پيامبر ( صلعم ) مطابق وحى بين مردم حكميت ميفرمود ، و دعاوى طرفين متخاصم را مىشنيد ، و اگر از روى بينه و يمين و شهادت شهود يا سند كتبى و فراست و قرعه و غيره حق كسى ثابت و صدقش ظاهر مىشد ، پس بر اساس ظواهر امور حكم ميفرمود و چنين ميگفت : « من امر شدهام كه بر ظاهر امور حكم كنم ، و خدا به سراير آگاهست . » هنگاميكه دين اسلام انتشار و وسعت يافت ، پس حضرت رسول صلعم به برخى از اصحاب خويش اجازت قضا و فتوى داد ، كه عدد ايشان به 131 مرد و زن رسيده بود ، و از انجمله هفت نفر شهرت داشتند : عمر ، على ، عايشه ، عبد اللّه بن مسعود ، زيد بن ثابت ، عبد اللّه بن عباس ، عبد اللّه بن عمر ( رضى اللّه عنهم )
--> ( 1 ) - نامه تنسر 16 ببعد ( 2 ) - نولد كه در ترجمه تاريخ طبرى 1 / 144 ( 3 ) - كريستن سين در كتاب ساسانيان 395 ببعد به حوالت سياستنامه و كتاب التاج جاحظ ( 4 ) - ابن هشام 2 / 94